سيد جعفر سجادى

973

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

مساوى باشند بناچار روز دوازده ساعت و شب نيز دوازده ساعت است . نوعى ديگر از ساعت‌شمارى معمول بوده است كه روز را دوازده ساعت و شب را نيز دوازده ساعت حساب ميكردند و هر چه روزها كمتر و كوتاهتر ميشد از ساعتها كم ميكردند و همين طور در طرف شب بنا بر اين ساعتهاى روز با ساعتهاى شب مختلف ميشد نوع اول را ساعات مستوى و نوع دوم را ساعات معوج ميناميدند . ( از التفهيم ص 70 ) و گروهى ساعات مستوى را معدل و معوج را زمانى خوانند . ساعاتِ نُجُومى - ( اصطلاح هيوى و گاه‌شمارى ) . ساعتها دو گونه‌اند . يكى راست است و او را مستوى خوانند . و هر يكى از اين ساعات مستوى تيرى است از بيست و چهار تير از جملهء شبانه‌روز . و اندازهء او هميشه يكى باشد . چون روز و شب راست شوند ساعات روز دوازده باشد و ساعات شب دوازده . و چون يكى از اين هر دو درازتر شود ساعات او از دوازده بيشتر گردد و ساعات ديگر از دوازده كمتر . و اين كمى با آن بيشى برابر بود . و اما گونهء ديگر است از ساعتها ، او را معوج خوانند اى كژ . و اين آنست كه هر يكى از روز و شب به دو هميشه دوازده ساعت بود . و هر ساعتى از آن دوازده يكى باشد از روز يا از شب به دو و لكن اين ساعت بروز دراز درازتر باشد از ساعات روز كوتاه . بلكه چون روز مخالف شب خويش گردد ساعات روز نيز مخالف ساعات شب خويش شود . پس ساعات مستوى راست آنند كه عدد ايشان مخالف تواند بودن . عدد ايشان را بشب و بكى اندازه باشند . و ساعات معوج آنست كه اندازهء ايشان مخالف شود بروز و بشبش و عدد بكى باشد . و گروهى ساعات مستوى را معدل خوانند و معوج را زمانى . ساعت و هر چيزى كه او را يكى نام كنند و به دو بپيمايند بشست پاره راست ببخشيده است چنانك گفتيم . و جهودان ساعت را بعددى قسمت كنند كه هژده بار چند شست است . و آن هزار و هشتاد بود . و نام آن به زبان عبرى حيلق خوانند . وزان نگذرند بباريكتر مگر گاه‌گاه . و هندوان ساعات را هور خوانند بنام نيم برج . و به كار ندارند مگر به احكام نجوم . فاما آنچ همگان به كار دارند آنست كه شبانروز را يكى نهند . آنگه او را بشست بخش كنند . و هر يكى را كهرى خوانند . و هر كهرى را بشست بخش كنند ، و آن را جشه گويند . و نيز جكه گويند . و گروهى جشه را بنارى خوانند . و هر بنارى شست بران . و همىگويند كه بران اندازه نفس مردم درست است بر كشيدن ميانگى . و بخشش كهريان برابر بخشش ساعات مستوى است ، زيرا ك اندازهء كهريان يكى است ، و عدد او اندر روز مخالف بود كهريان شبش را چون راست نباشند . و چون كهريان دارى و او را ساعت مستوى خواهى كردن پنج يك كهريان توكن . و چون ساعت مستوى خواهى كه كهريان شود ، ساعات را به دو جاى بنه و يكى را توكن ، و يكى را